![]() |
![]() |
|
| عاشقانه هاي من |
|
در گذشت بازیگر فرزانه به همه شما تسلیت می گم سينماي ايران هميشه به فن بيان استاد شكيبايي افتخار ميكرد و افتخار خواهد کرد
و
تشییع آیینه نیمه شب تابوت را برداشتند
تقدیم به همه مادران دنیا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 23:18 توسط مسعودو نازنین |
|
|
شاید امشب شب آخرباشد شاید امشب نتوانم دیدن روی ماه و نفس عشق تو را بوسیدن شاید امشب پر پرواز تو در خاطرها گم شود در دل این مست خراب شاید امشب نتوانم جستن جام خاموشی رویای تو را نوشیدن شاید هرگز تو نباشی دیگر یا نبودی هرگز در دل خسته من اغازی شاید هرگز نتوان گفت که تو نتوانی بودن
بامن خسته دگرآغازی جستن وروئیدن شاید امشب شب اخر باشد |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 15:11 توسط مسعودو نازنین |
|
|
من از يک درد بي درمون تو از اعجاز مي گوئي من از کنج قفس اما تو از پرواز مي گوئي من از يک چهار ديواري محدود و کسالت بار و اما ازيک فضاي ساده و دلباز مي گوئي من از يک بغض مانده در گلوي خويش مي گويم تو اما از طنين دلکش آواز مي گوئي من از يک موسيقي جانگاه شيون با تو مي گويم تو با من از صداي رو ح بخش ساز مي گوئي من از پايان يک عمر سراسر درد مي نالم تو از زيبايي گلواژه ي آغاز مي گوئي
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:42 توسط مسعودو نازنین |
|
|
اگه يه روز بري سفر بري ز پيشم بي خبر اسير روياها مي شم دوباره باز تنها مي شم به دل مي گم خاموش بمونه مي رم که هر کسي بدونه مي رم به سوي اون دياري که توش منو تنها نذاري اگه فراموشم کني يا ترک آغوشم کني پرنده ي دريا مي شم تو چنگ موج رها مي شم به دل مي گم خاموش بمونه به باد مي گم تا صبح بخونه بخونه از ديار ياري چرا مي ري تنها مي زاري |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 1:8 توسط مسعودو نازنین |
|
|
بايد عاشق شد و خواند :«بايد انديشهکنان پنجره را بست و نشست» پشت ديوار کسي ميگذرد ميخواند: «بايد عاشق شد و رفت چه بيابانهايي در پيش است!» رهگذر خسته به شب مينگرد ميگويد: «چه بيابانهايي! بايد رفت بايد از کوچه گريخت پشت اين پنجرهها مرداني ميميرند و زناني ديگر به حکايتها دل ميسپرند.» پشت ديوار کسي درياواري بيدار به زنان مينگريست: «چه زناني که در آرامش رود، باد را مينوشند! و براي تو ـ براي تو و باد ـ آبهايي ديگر در گذرست.» بايد اين ساعت - انديشه کنان ميگويم ـ رفت و از ساعت ديواري، پرسيد و شنيد. و شب و ساعت ديواري و ماه به تو انديشهکنان ميگويند: «بايد عاشق شد و ماند بايد اين پنجره را بست و نشست!» پشت ديوار کسي ميگذرد، ميخواند: «بايد عاشق شد و رفت بادها در گذرند.»
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:53 توسط مسعودو نازنین |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:54 توسط مسعودو نازنین |
|
|
خواب آی سوی افق پرنده ها بی تابند فرق دل بي رباي يک مهتابند نیلوفر باغ آرزويم آرام امواج قشنگ شهر دريا خوابند
تمنا در حادثه بهاری چشمانت درسایه ارغوانی مژگانت بگذار که جا بماند این روح غریب دربین اشاره های بی پایانت عادت بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم بیا مثل پروانه های غریب نیاز به مهتاب شبهای تنهایی عادت کنیم MASOUD & NAZANIN
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 15:34 توسط مسعودو نازنین |
|
|
امشب از باده خــرابم کن و بگــذار بميـرم غرق دريا شرابم کن و بگـــذار بميـــــــرم قصه عشق بگوش مــن ديوانه چــه خواني بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بميـرم گر چه عشق توسرابيست فريبنده وسوزان دلخوش اي مه به سرابم کن وبگذار بميرم زندگي تلخ تر از مرگ بود گـر تو نباشـي بعد از ين مرده حسابم کن و بگذار بميـرم پيرم و نيست دگر بيم ز دمسردي مــــــرد گــرم روياي شبابم کــن و بگـذار بميـــرم خسته شد ديده ام از ديدن امواج حـــوادث کور چنين چشم حبابم کن و بگـذار بميـرم تا بکي حلقه شود سر بــدر خانه بکــوبــم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 0:27 توسط مسعودو نازنین |
|
|
كاش ميشد هيچ کس تنها نبود
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 13:33 توسط مسعودو نازنین |
|
|
يه طلسم عاشقونه كه مي مونه تا هميشه تو صداي خنده هامي ، يه طنين تا اوج رويا تو يعني يه جاي خلوت ، تو تلاطم يه دريا تو سكوت سرخ عشقي كه پر از حرفاي نابه مي دونم هستي يه جايي ، اما ديدنت يه خوابه تو تبلور يه حسي ، التهاب دل تو سرما خنكاي سبز سايه ، توي قله هاي گرما |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 12:51 توسط مسعودو نازنین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام:
من نازنین هستم و 19 ساله ام و امسال وارد دانشگاه شده ام با آرزوی پیدا شدن پاد زهری را واسه تموم کسانی که زهر (عاشقی) را چشیده اند را دارم ما که نرسیدیم امیدوارم همه به عشقشون برسن منتظر نظرات شما برای بهبود یافتن درد عشقم هستم |
| پیوندهای روزانه |
|
مسافر من عاشقم عاشقانه باران عشق عشق دل سوخته ياد عشق رهايي از غم عاشق دل سوخته آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 |
| نویسندگان |
|
مسعودو نازنین مسعود و نازنین |
| پیوندها |
|
دل سوخته عشق مهتاب حرف دل من |
|
RSS
|